پشت میز کارم نشستم... نوروز باشه و بلند بشی بیای سرکار.... یهو دلت تنگ بشه واسه دوستات ... رفیقای قدیمی... گوشی رو برداری و به سمی پیام بدی... و بعدش سمی زنگ بزنه و کلی با هم حرف بزنی و روزهای رفته جون بگبره توی روح و جونت... بعد آدرس وبلاگ قدیمی ... و الان من اینجام .... با همه تون دنیایی خاطره دارم ... حتی با خاطره :)).... من اینجا رو تازه پیدا کردم ... می نویسم براتون .... ز خ
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 14:39 توسط بهناز ه .زینب خ . زینب ق د .
|
برچسب:
نویسنده: ساناز کریمی
تاريخ: چهارشنبه
22 تير
1401 ساعت: 5:24